صباصبا، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 25 روز سن داره

عشقی از جنس صبا

زردی صبا

1390/3/1 19:02
نویسنده : مامانی صبا
390 بازدید
اشتراک گذاری

روز بعد از زایمانم از بیمارستان مرخص شدم و دوشنبه نهم اسفند قدمتو گذاشتی رو چشمامون.تو بغل خاله مهناز اومدی خونه.ماچروز بعد قرار بود دکتر ببیندت.من که نمیتونستم راه برم با بابایی و هر دو تا مامان بزرگت رفتی.وقتی برگشتن گفتن زردی صبا چهاردهه باید امشب بستریش کنیم.از ناراحتی داشتم دق میکردم اخه نفس من فقط دو روزشه.قرار شد مامان جون بره تورو بستری کنه منو خاله فرزانه ساعت ١٢ شب بیایم بیمارستان.الهی برات بمیرم وقتی اومدم تو اتاق و تورو دیدم که چشماتو بستن و سرم به پات وصل کردن وخوابیدی تو دستگاه دنیا رو سرم خراب شد.ناراحتپرستار گفت ساعت ٢ بیارینش بیرون و بهش شیر بده.وقتی آوردمت بیرون بی حال بودی اونقدر که نتونستی شیر بخوری.خاله به پرستار گفت چرا صبا اینجوریه؟پرستار گفت :خوب بخاطر همین بیحالیش بستری شده.اون لحظه بود که فهمیدم دلیل اصلیه بستری شدنت این بود که آب بدنت کم شده چون من شیر کافی نداشتم و نمیدونستم.الهی قربونت برم کلی گریه کردم.تب هم داشتی .خاله ساعتی یه بار میاوردت بیرون بدنت رو خنک میکرد.ساعت ٤ صبح هم تبت پایین اومد هم سر حال شدی.خیلی خوشحال شدم نفسم.

ساعت ١٠ صبح دوباره آزمایشت کردن زردیت هم اومد پایین.عصرش هم مرخصت کردن.

 

 

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

سعیده
4 اسفند 90 23:12
الهههههههههی....